زخم شدم ،

شیشه به زخمم نشست ،

شیشه شدم ،

سنگ سرم را شکست ،

یا رب اگر سنگ شوم لحظه ای ،

بر دل این سنگ چه خواهد گذشت ؟؟؟

حیف

راستی چه قدم های دنباله داری
من را بیهوده پیمودند
و چه دست های ناصوابی ،
بی خیال از محرم یا نامحرم بودنشان
من را چیدند
بیچاره ها نمی دانستند که من
سرشار از تیغ زخم های سمی زندگانی ام
که از دوستان گرفته ام
و عسل تحویل کام همیشه شیرینشان دادم
تا هر بار با همت استوارتری
من را به تلخی هایشان مهمان کنند !

این روزا همه میگن:

"هوا چقدر دو نفره ست"

اما مشکل اینجاست که رابطه ها

سه نفره ست . . .

.

.

.

.

.

سهمیه هوای من هم برای تو... !

هه!

برای نفس نفس زدن در آغوش او لازمت میشود!

.

.

.

.

.

"تو با همه فرق داری."

این مسخره ترین جمله ایه که میشه به یکی گفت...

"تو با بقیه هیچ فرقی نداری." این فرق تو با همه ست.

.

.

.

.

+بخدا اینجا وبلاگ شخصی منه

فرق میکنه با چت روم

هر کس بد ما به خلق گوید،ما چهره به غم نمیخراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم،تا هر دو دروغ گفته باشیم

ادامه نوشته

نه دردهايمان مشترك بودند

و

نه سرگيجه هايمان هم داستان

چشمهايمان كه مماس شدند

زير تنها درخت سيب

كه لبريز از گناهان خوشايند بود

ما به هم مرتكب شديم

و هم آغوشي مان

براي تمام جهان

آواز عاشقانه شد...

.

.

.

.

.

+در رگ ساغر هستی تو بجوش

من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی ست

آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش!

کدامین چشمه سمی شد که آب از آب می ترسد؟

که حتی ذهن ماهیگیر ازقلاب می ترسد؟

گرفته دامن شب را غباری آنچنان برهم

که پلک از چشم٬چشم از پلک و پلک از خواب می ترسد...

عید قربان یعنی فدا کردن "همه عزیزان"در آستان "عزیز ترین"

و گذشتن از همه "وابستگی ها" به عشق مهربانترین!

.

.

.

.

.

برو با دل بیا تا من بگردم . . .

در راه كشف حقيقت سقراط به شوكران رسيد ...
 
مسيح به ميخ و صليب ...
 
ما نه اشتهاي شوكران را داريم و نه طاقت ميخ و صليب را ...
 
 پس بهتر است به جاي كشف حقيقت برگرديم و كشكمان را بسابيم.

.
.
.
.
.
.
+هوس جاده پشت کوه خضر با دایجون مهدی کردم
بعد هم فلکه بستنیا با این آهنگ

در دو چشم سياهش اشکی رها می ‌لغزيد

      در نگاه بی ‌نگاهش گناهی سرد می ‌خنديد

وهمی آرام، سينه‌ای خالی، ذهنی ملول

       در وجود بی ‌وجودش شراره ‌ی ابليسی سرخ می رقصید!

.

.

.

.

.

چه فرقی میکنه وسوسه....سیب یا حوا....

برای کسی که آدم نیست؟!!

انقدر که از شوهر کردن مهسا شوکه شدم،

از مردن یه دفعه ایه مجید نشده بودم

حالا که تموم شد و بله گفت

فقط امیدوارم بدبخت نشه

. . . به جای تمام دلتنگی ها

شب هنگام را غنیمت میدانی . . .

شب با عاشقان پیوند دیرین دارد . . .

دلشان را با هر آنچه در آسمان شب می بینند

پیوند میدهند . . .

با ستاره میدرخشند

و برق نگاه یار تجسم میکنند . . .

با ابرهای سنگین همزاد میشوند

اگر ببارند ، اشک میبارند چونان

وگر نبارند غم در دل فزون کنند . . .

با نسیم شبانه ، پیغام دلدادگی به گوش دلدار رسانند . . .

قاصدکی همراه نسیم

به کویش روان گردانند،

و او از پیغام لبریز عشق گردد . . .

شب رازها نهان دارد . . .

شب محرم انسانهای پاک،

شب شور مجنون،

شب بیتابی لیلی،

در خود پنهان دارد . . .

شبت را زنده نگه دار . . .

.

.

.

.

.

+مثل خورشیدی که سحر،بی اجازه میاد از لای پردۀ کنار رفتۀ پنجره میاد تو اتاق و سفره دلشو پهن

میکنه،بی هوا سرک کشیدی تو زندگیمو دلمو . . .

 .

.

.

.

.

+دلم برات تنگ شده لرک

یه سری تغییر و تحول . . . لازم بود شاید . . . !

گاهی فکر میکنم،

زندگی را

باید به سبکی وینستون دود کرد . . .

حیف که من،

سیگاری نیستم . . .

حیف . . .

.

.

.

.

.

حقیقت گم‌ شده است. از یابنده تقاضا دارم آن را حفظ كند!

.

.

.

.

.

راه رفتن تو یه کوچه تنگ و تاریک

با خونه های کاهگلی

شکلات تلخ 90 درصد

بارون هم که بباره

اوج لذته . . .

.

.

.

.

.

از گریه

از بغض

از لرزش صدا

خسته ام

باور کن

خسته ام

.

.

.

.

.

عوض شده ای؟

فقط کمی . . .

کمی؟

شاید بیشتر . . .

شاید؟

بیشتر . . .

.

+گاهی از این همه تغییر عقم میگیره!

.

.

.

.

.

این روزا خیلی هوس دارم . . .

سجده ی رو اون سنگای مرمرُ . . .

خیلی . . .



شـ ـايـ ـد روزي دوبـ ـاره در گـ ـذر زمـ ـان بـ ـه يـ ـكديـ ـگـ ـر بـ ـرسـ ـيـ ـم !

آن روز مـ ـن اشـ ـتـ ـبـ ـاه گـ ـذشـ ـتـ ـه را تـ ـكـ ـرار نـ ـخـ ـواهـ ـم كـ ـرد !

تــو را از دسـ ـت مـ ـي دهـ ـم امـ ـا غـ ـرورم را نـ ـه !!

.

.

.

.

.

+بچه گربه رو آوردم

ولی با کلی دعوا

ظهر اومدم خونه

دیدم پشت در نشسته

رفتم تو

اومد دنبالم

جیگرم کباب شد

بیچاره بچه همش دور پام میپیچید

میترسید دوباره بندازنش بیرون

بغلش کردم رفتم تو

مامانم تا دید شروع کرد جیغ و داد

منم رفتم گذاشتمش رو میز ناهارخوری

نزدیک بود کار به کتک کاری بکشه

میخواست بچه رو بزنه

بغلش کردم گفتم یا میمونه

یا منم میرم بیرون

فعلا به این راضی شدن که فقط تو اتاق خودم ولو باشه

ولی نمیشه که

من که نمیخوام زندانیش کنم

تا هفته دیگه مخشون میکنم

فعلا هوسه!

چند وقته هوس بچه گربه ی تو کوچمونو کردم

باید بیارمش خونه

اینجوری نمیشه که

هر روز که نمیتونم تو کوچه وایسم باهاش بازی کنم

بیچاره مادر نداره

همیشه زیر ماشینمون ولوئه

هرشب واسش غذا میبرم

دلم واسش میسوزه

زیاد

چند روز دیگه میارمش

نمیشه که همش زیر ماشین بخوابه بچه

میارمش