یادم باشد همیشه با کسی درددل کنم که دو چیز را داشته باشد:

اولی درد و دیگری دل . . .


.

.

.

.

.

+يا مُعْطىَ الْمَسْئَلات . . .

.

.

.

.

.

+خدایا خودمونیم ، انگار خاک کم اوردی ، یه سری ادما رو با لجن ماست مالی کردی!

.

.

.

.

.

+هنرنمایی سر کلاس 1

هنرنمایی سر کلاس 2

ادامه نوشته

نمی دانم من باید شرمنده دلم باشم،

یا دلم شرمنده من . . .

تو چه فکر میکنی عقل بیچاره؟!


.

.

.

.

.

+يا غافِرَ الْخَطيئاَّت . . .

ادامه نوشته

خط زدن بر من پایان من نیست...

آغاز ِِ بی لیاقتے ِِ توست...!


.

.

.

.

.

+يا وَلِىَّ الْحَسَنات . . .

.

.

.

.

.

+ دوست داری چجوری باشم؟

- تپل سفید

+ تو دختری؟

- و عینکی

- :-ا

+ ;-)

ادامه نوشته

خواندی: « زیرِ باران باید رفت »

و رفتی . . .

از باران، بدم می‌آید دیگر . . . !


.

.

.

.

.

+يا رافِعَ الدَّرَجات . . .

.

.

.

.

.

+دو ساعته دارم این آهنگو گوش میکنم

حال کردم باهاش

ای نامت . . .

ادامه نوشته

همیشه از کسانی مے ترسم

که رشته اے مرا به آنها وصل کرده است...

چون نزدیکتر ها دقیق تر مے زنند!

زخم هایشان درست در قلبم مے نشیند...



.

.

.

.

.

+امشب،ساعت 2:36 فهمیدم سس گوجه ی دلپذیر خیلی بی نمک و خامه!

.

.

.

.

.

+يا مُجيبَ الدَّعَوات . . .

.

.

.

.

.

+ادامه مطلب ویرایش شد

ادامه نوشته

ارزان تـر از آنچــه فکرش را بکنی بودی ؛ امـــا برای من ،

گران تمــام شدی . . . !

.

.

.

.

.

+گاه باران همه دغدغه اش باغچه نیست . . .

شاید ازغصه تنها شدنش می بارد . . .

rain moments 17 300x225 عکس های زیبا از لحظات بارانی 2


.

.

.

.

.

+تا حالا ساعت 6:45 صبح سیب زمینی آب پز سوخته با سس خونگی نخورده بودم

خیلی حال میده!

.

.

.

.

.

+يا سَيِّدَ السّادات . . .

ادامه نوشته

دلم پر است . . .

پُــر ِ ، پُــر ِ ، پُـــر. . .

آنـــــــ قـــدر که  . . .

گاهي اضافه اش از چشمانم مي چکد . . .


.

.

.

.

.

+يا عَليمُ يا حَليمُ يا حَكيم . . .

تو می خواستی بشی " سنگ صبورم "

تو شدی "سنگ" و من هنوز "صبورم"  .  .  .

.

.

.

.

.

+
يا عَظيمُ يا قَديم . . .

ادامه نوشته

صبر کردن دردناک است،

و فراموش کردن دردناک تر

اما از این دو دردناکتر آن است که،

ندانی صـــــــــــبر کنی یا فرامــــــــــــــوش . . .
.

.

.

.

.

+يا كَريمُ يا مُقيم . . .

شکستن دل به به شکستن استخوان دنده می ماند،

از بیرون همه چیز رو به راه است،اما هر نفس درد است که میکشی . . .


.

.

.

.

.

+يا رَحْمنُ يا رَحيم . . .

ادامه نوشته

هـــــــے ...!

دل ِِ خوش باورم...

چه هنرمندانه زجر مے کشی...

از کمال الملک زیباتر...!

ادامه نوشته

خسته ام میفهمید؟! 

 

خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن


خسته از منحنی بودن و عشق


خسته از حس غریبانه این تنهایی


بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت


بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ


من نمیدانم عشق،


رنگ سرخ است؟!


آبیست؟!


یا که مهتاب هر شب، واقعاً مهتابیست؟!


عشق را در طرف کودکیم،


خواب دیدم یکبار!


خواستم صادق و عاشق باشم!


خواستم مست شقایق باشم!


خواستم غرق شوم،


در شط مهر و وفا


اما حیف،


حس من کوچک بود.


یا که شاید مغلوب،

پیش زیبایی ها!!


بخدا خسته شدم،


میشود قلب مرا عفو کنید؟

 

.

.

.

.

.

+ادامه مطلب ویرایش شد

 

ادامه نوشته

نمیخواهم بمیرم . . . !

بعضی حرف ها برای نگفتن هستند ،

برای آلوده نشدن در دایره ی کلمات ،

همین جا ، کنج پَستوی دل که باشند حرمت دارند ؛

زده که شوند ، انگار مُرده اند . . . !


.

.

.

.

.

+ چقد بده دو خط نوشته انقد بهمت بریزه که تا دو روز نتونی به هیچ چیز دیگه ای فک کنی .

خیلی درد داره . . .

خیلی زور داره واسه آدم . . .

خیلی . . .

.

.

.

.

.

+هوس پارک کردم با مائده ی کم شعور،

بعدش پیراشکی پیتزایی با زینب،

بعد از اون هم شیرموز با زهرا.

شایدم هوس آب پرتغال با کیک شکلاتی کردم

نمیدونم

هی

یاد اتحادیه بخیر . . .

ادامه نوشته

زندگى رقص واژگان است:

یکی به جرم تفاوت" تنهاست"، یکی به جرم" تنهایى" متفاوت . . .

ادامه نوشته

هر روز تكراريست

صبح هم ماجرای ساده ایست

گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند . . .

جمع دوستان

.

.

.

.

.

+ساعت 4 و 6 دیقه صبح یه اس داده با این مضمون:

"کسی که بخاطر تو دروغ میگه مطمئن باش یه روزی هم به خودت دروغ میگه!"

واقعا چی بهش بگم؟

اس به این بی رطی تا حالا نداشتم


ادامه نوشته


اینجا در دنیای من گرگها هم افسردگی مفرط گرفته اند ،

دیگر گوسفند نمی درند ،

به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند . .  . !


.

.

.

.

.

+بدم میاد از اینایی که وقتی دارن از طرفشون جدا میشن براش آرزوی خوشبختی می کنن . . .

داری میری برو دیگه فیلم بازی نکن . . .

.

.

.

.

.

+ خدایا!

این روز ها اگر حرف هایم بوی ناشکری می دهند،

بگذار به حساب دلتنگی . . .

.

.

.

.

.

+خیلی بده انقد بیخیال یکی بشی،

که وقتی داره جلو چشمات جون میده،

اول بهش زل بزنی،

بعد یه نفس عمیق بکشی،

بعد چشماتو ببندی و روتو برگردونی . . .

خیلی بده . . .

ادامه نوشته

 

از کسی که نمی شناسیم ،


گـــــــاهی بُــتی درست می کنیم ...

 

آنقـــــــدر بزرگ که از ابراهیم هم کـــــــاری برنمی آید ... !!!

ادامه نوشته

قرارمان را یادت هست؟!

زیر تنها درخت سیب محله مان . . .


.

.

.

.

.

+خداوندا علمدارم نیامد

من علمدارم علمدار

.

.

.

.

.

+رفتنت مردانه نبود،

لااقل مرد باش و برنگرد . . .

دلم یک کوچه میخواهد 

بی بن بست ...

و یک خدا که با هم کمی راه برویم ...

همین ...!!


.

.

.

.

.

+روز خوبی بود

بعد مدتها!

اولش که با بچه ها

بعدم . . . . .

عکسا هم خیلی قشنگ شد

در کل خوش گذشت!

.

.

.

.

.

دنیا

.

.

.

.

.

+ادامه مطلب واسه مهسا

رمز:شماره 36 بدون 4 رقم اول

ادامه نوشته

هیچ کس نفهمید...


شاید شیطان ، عاشق حوا شده بود


که به آدم سجده نکرد . . . !

وعده بهشتت مرا آدم نمی کند!

آغوشت را وعده بده

رستگارترین می شوم . . .

حس آخرین بیسکوئیت مونده تو بسته ساقه طلایی رو دارم!

شکستـــــــــــــــــــــه تنهــــــــــــــــــــــــــــا!

چیزی نمی خواهم جز یک اتاق تاریک . . .

یک موسیقی بی کلام . . .

یک فنجان قهوه به تلخی زهر . . .

و خوابی به آرامی یک مرگ همیشگی . . .

.

.

.

.

.

+وقتی تنهاشدی آگاه باش که خدا همه رابیرون فرستاده تاخودت باشی و خودش . . .

.

.

.

.

.

+

"سنگی که طاقت ضربه تیشه را ندارد تندیسی زیبا نخواهد شد

                    از زخم تیشه خسته نشو که وجودت شایسته تندیس است"

                                                                 (اهورا مزدا)


.

.

.

.

.

+عاشق شدم من در زندگانی

ادامه نوشته


دلم یک اتفاق می خواهد!


یک تلفن ناآشنا...


با بی میلی تمــــام جواب دهم


و


صدای تـــو...!

فلسفه الاکلنگ

 اثبات بزرگی کسی است که

فرو می نشیند تا دیگری

پرواز را تجربه

کند .

http://porsesh3.blogfa.com/


.

.

.

.

.

+خیلی امروز خوش گدشت

مخصوصا" گربه بازی

.

.

.

.

.

+واسه مهسا:

فاطمه و نامزدش 1

فاطمه و نامزدش 2

ادامه نوشته

وقتی همه را شبیه او می بینی ؛  عاشــــق هستی ! 

وقتی كه او را شبیه همه می بینی ؛ تنــــــها هستی !

http://hmbkh.blogfa.com

.

.

.

.

.

+به عشق در یک نگاه اعتقاد ندارم ،اما به اینکه یه نفر ، در یک لحظه از چشمت بیافتد شدیداً معتقدم ...

.

.

.

.

.

+اولین باره یه آهنگ از رامین بیباک شنیدم و خوشم اومد

نپرس چرا

.

.

.

.

.

+کار گروهی یعنی این!

يادم باشد : هر گاه ارزش زندگي يادم رفت

،در چشمان معصوم حيوان بي زباني که به سوي قربانگاه می رود زل بزنم،

تا به مفهوم بودن پی ببرم . . .


.

.

.

.

.

+خوشم اومده از این عکس!

نمیدونم چرا

.

.

.

.

.

+ هوس آب بازی کردم

تو خیابون

اینجوری!

.

.

.

.

.

+خیلی این آهنگو دوس دارم

شقایق نبودی

ادامه نوشته

گاهي دلت می گیرد

نميداني دردت را به كه بگويي 

كه بشنود

و نشنيده بگيرد...!!


.

.

.

.

.

+دلم گرفته است ...

.

.

.

.

.

+کاش می توانستم در سرمای این روزها،

حرف هایم را در گوش دنیا " هــــــا" کنم . . .

کاش می توانستم . . .

.

.

.

.

.

+عمق نگاه یک آخوند!

.

.

.

.

.

+ امروز خیلی روز گندی بود

خدا به زهرا رحم کنه

.

.

.

.

.

+ آهنگ مورد علاقه طاها:

قرار نبود

ادامه نوشته

ساغرم شکسته ساقی

این همه ستاره !

پس چرا دلم

روشن نمی شود ... ؟!

به گمانم ماه شب چهارده میخواهد،

نه این همه ستاره ی کم سو . . .


.

.

.

.

.

+حفره ای که یک کلمه در سینه یا قلب کسی باز میکند ،

گاهی از جای یک گلوله ی توپ،بزرگتر و عمیقتر است...

.

.

.

.

.

+کاش سهراب میگفت

دل را خون نکنید . . .

.

.

.

.

.

+بذار بگن دیوونس

ادامه نوشته

بعضی وقت ها چیزی می نویسی فقط برای یک نفر،

اما دلـــــــــــت میگیرد وقتی یادت می افتد که هرکســـــــــــی ممکن است بخواند

جـــــــــــــــــز آن یـــــــــــــــک نــــــــــــــــــــفر...


.

.

.

.

.

+ خیلی صبور تر شدم انگار

.

.

.

.

.

+خوشم میاد از این آهنگ

نمیدونم چرا

.

.

.

.

.

+ساعت 3:40 نصفه شب با جیغ و داد از رو تخت افتاده پایین

اومده تو حال داد میزنه میترسم میترسم

- چی شده؟

- میترسم

- از چی؟چی شده؟خواب دیدی؟

(همچنان با ناله و فریاد و اشک)

- میترسم


- خب بگو چی شده؟

مامان میگه برو یه لیوان با بطری آبو بیار

رفتم آوردم

یه لیوان ریخته

بقیشو خاله کرده رو سر بچه

بعد برمیگرده میگه

- بهتری؟

اونم یه نفس عمیق میکشه میگه

- آره مامان ولی هنوز میترسم

- چه خوابی دیدی؟

- نمیدونم چی بود فقط یادمه باید 100 سال کار میکردم تا اون پولو جور میکردم

- 120 سال کار کن مامان چه اشکال داره؟

بچه نمیدونست از حرف مامان وحشت کنه یا از خوابش!

مامانی دارم من!

.

.

.

.

.

+ ادامه ی خواب طاها ساعت 5 بعدازظهر:

- مامان مامان

- بله مامان

- مامان چجوری میخوای پولشو بدی؟

- چه پولی؟

- پول عملت

مامان با چشمای از حدقه بیرون زده

- کدوم عمل؟!

- همون عمل که 500 ملیون خرجش شد چجوری میخوای پولشونو بدی؟

داداشه داریم؟!

ادامه نوشته