1 : مهدی

2 : اراکی

3 : کامران

4 : صادق

5 : خاطره

6 : مجید

7 : مامان زهرا

8 : دایی جون مهدی

8 : یه لاشی ( س . . .)

9 : شاهین

كوك كن ساعتِ خویش !   

             اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر

                          دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

 كوك كن ساعتِ خویش !

             كه مـؤذّن ، شبِ پیـش

                          دسته گل داده به آب

                                 . . . و در آغوش سحر رفته به خواب

 كوك كن ساعتِ خویش !

             شاطری نیست در این شهرِ بزرگ

                                       كه سحر برخیزد

                                    شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین

                                                        دیر برمی خیزند

 كوك كن ساعتِ خویش !

                      كه سحر گاه كسی

                         بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّامی نیست

                             كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی

 كوك كن ساعتِ خویش !

             رفتگر مُرده و این كوچه دگر

                          خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

 كوك كن ساعتِ خویش !

             ماكیان ها همه مستِ خوابند

                          شهر هم . . .

                                 خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند

 كوك كن ساعتِ خویش !

             كه در این شهر ، دگر مستی نیست

                  كه تو وقتِ سحر ، آنگاه كه از میكده برمی گردد

                            از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی

 كوك كن ساعتِ خویش !

             اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ،

                              و در این شهر سحرخیزی نیست


شکسپیر و گذشت زمان



گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،

بر آن ها که می هراسند بسیار تند،

بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی،

و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است.

اما، برآن ها که عشق می ورزند، 

زمان  راآغاز و پایانی نیست.

روشن شدن صفحه گوشی

یک پیام خوانده نشده

شماره ناشناس

- دل دیگه دیوونته

 اومده در خونته

 بیا درو وا کن

- شما؟

صدای زنگ در

- بله؟

- یه عاشق در به در 

 مهمونته پشت در

 بیا درو واکن

- شما؟

- یه عاشق در به در

 منتظره پشت در

 بیا درو وا کن

- نمیتونی مثل آدم بیای؟

- حالا میای یا نه؟

- نه تو اینجا چیکار میکنی؟

- مهمون نواز شدی

- مشکل داری؟

- بیا امانتیتو آوردم

- یادم نمیاد

- تو بیا

.

.

.

.

.

- سلام

- علیک

- یه وقت تعارف نکنی بیام تو

- نمیکنم

- چه دختر وبی شدی تو

- بودم خبر نداشتی

- داشتم که فرستادم

- شرو نکن

- بفرمایید

- چیه؟

-من امشب میرم 2 روز دیگه تولدته

- خب؟

- خدافظ

- مهران

- جان دلم

- زهرمار

- بله

مواظب خودت باش

- چشم خانوم

- برو دیگه

تو هم خدافظ

- به سلامت


یادش بخیر . . . سه ساله بودم . . .

یه دختر دارم شاه نداره صورتی داره ماه نداره

از خوشکلی تا نداره به کس کسونش نمیدم

به همه نشونش نمیدم به راه دورش نمیدم به حرف زورش نمیدم

به کسی میدم که کس باشه پیرهن تنش اطلس باشه

شاه میاد با لشکرش شاهزاده ها دور برش واسه پسر کوچیکترش آیا بدم آیا ندم ؟


به کسی میدم که تک باشه ملک باشه ملک باشه.

دختر من رفیق من هم نفس شفیق من

نگین انگشتر من عقیق من عقیق من

دختر من یار بابا شب شب تار بابا تو این گلستون جهان نو گل بی خار بابا

یه دختر دارم شاه نداره صورتی داره ماه نداره

از خوشکلی تا نداره به این و اونش نمیدم به همه نشونش نمیدم

به خواستگارش نمیدم به هر دیارش نمیدم

به کسی میدم که تک باشه ملک باشه و ملک باشه

به کسی میدم که کس باشه پیرهن تنش اطلس باشه

شاه شهر ما میاد با صد برو بیا میاد با گنج هدیه ها میاد

آیا بدم آیا ندم ؟ به کسی میدم که کس باشه پیرهن تنش اطلس باشه

همیشه با این دکلمه آروم میشم

نمیدونم چرا

شاید به خاطر لحنش

شاید به خاطر حسش

نمیدونم

ولی خیلی قشنگه بعد از دو ساعت کلنجار رفتن بیست بار گوش بدیشو فکر کنی بازم کمه

آروم شدم

خیلی خوبه

.

.

.

.

.

.

کهکشان ها کو زمینم؟

زمین کو وطنم؟

وطن کو خانه ام؟

خانه کو مادرم؟

مادر!

کو کبوترانم؟

معنای این همه سکوت چیست؟

من گم شدم در تو،یا تو گم شدی در من ای زمان؟

کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پایین نیامده بودم

کاش . . .

.

.

.

.

.

خدا بیامرز حسین پناهی

فقط واسه خودم
.
.
.
.
.
فقط خودم
ادامه نوشته

آخه چی بگم بهت؟کاش همه مثه تو ساده بودن

خاموش روشن شدن صفحه گوشی

دیدن اسم صادق

بهت زدگی به تمام معنا

- سلام خوبی دوست قدیمی؟

- شما؟

- من شمارتو از 4 ماهه تو گوشیم دارم.اون روز که با هم قطع رابطه کردیم گفتم 3 یا 4 ماهه دیگه میزنگم.

یادت اومد؟

- شما؟

- صادق.شناختی؟

- خب؟فرمایش؟

- حالتو بپرسم خوبی؟

- ..................

- دلم برات تنگ شده

- خب چیکار کنم؟

- قرار نیس کاری بکنی.بی ما هستی خوشی؟

- مگه تو ناخوشی؟

- آره.3 روزه از بیمارستان مرخص شدم.داشتم می مردم.

- چرا؟

- پشت ماشین بودم تصادف کردم تو کما بودم

- حالا که زنده ای میخواستی حالمو بپرسی که پرسیدی

- خیلی باحالی.من و تو قضیمون ازدواج بود اون شب تو کلانتری جلو باباتم گفتم مگه نه؟

- خودت میگی بود یعنی قبلا.هنوز کسیو پیدا نکردی؟

- من تورو دوست دارم بخاطر همین سر قولم وایسادم بهت ز زدم

- ..........................

- خوابیدی؟

- هه دوسم داری؟مادو هفتم با هم نبودیم

- ربطی نداره نگاه اول کار خودشو میکنه

- نگاه اول؟پیش اون حرومزاده ها کار خودشو کرد؟

- اساس دوستی من با تو بر پایه ازدواج بود اگه غیر از این بود با هم دوست نمی شدیم.بامن  ازدواج میکنی؟

- هه خیلی باحالی

- آره یا نه؟

- مگه من چند سالمه؟راستی چند سالت بود؟

- 22.سن خیلی برات مهمه؟

- نه ولی من 2 هفته دیگ میرم تو 16 سال فکر نمیکنی زوده برام؟

- مگه من گفتم الان 1 سال دیگه خوبه؟

- هه خوشحالیا پس برو 1 سال دیگه زنگ بزن

- تو میگی زوده.تو میگی کی؟

- بعدا

- بعدا یعنی چی؟

- یعنی الان خوابم میاد خدافظ

- خدافظ


چایت را تلخ بخور!
وقتی شیرین هم
اسطوره ای ست
که می خواست با دو نفر بخوابد!

فعلا مخاطب خاص ندارد!

جات خالیه

خیلی هم خالیه

پس کدوم گوری هستی؟

بعضی وقتا خیلی بهت نیاز دارم

وقتی بیای همه رو جبران میکنم

اون شب که به . . . . . گفتم

گفت یه روزی میشه

گفتم خدانکنه

ولی حالا پشیمون شدم

کاش میشد

.

.

.

.

.

.

+به معنای واقعی کلمه قاط زدم

به قول اون مرتیکه لندهور گیجم کردی

من نه عاشق هستم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم هستم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزد

من خودم هستم و یک دنیا ذکر

که درونم لبریز شده از حس حقیقت جویی

من خودم هستم و هم زیبایم

من خودم هستم و پا برجایم

من دلم می خواهد

ساعتی غرق درونم باشم

عاری از عاطفه ها

تهی از موج سراب

دور تر از رفقا

خالی از هرچه فراق

من نه عاشق هستم

و نه محتاج نوازش یا مهر

من دلم تنگ خودم گشته و بس

منشینید کنارم

پی دلجویی و خوش گفتاری

که دلم از سخنان غم و شادی پر شد

من نه عاشق هستم

و نه محتاج عشق

من خودم هستم و مِی

با دلم هستم و همسازی نِی

مستی ام را نپرانید به یک جمله ی.....((هِی!!))

نترس حوّا سیب را با عشق گاز بزن،

آدم ارزش بهـشت را ندارد
. . . .

فقط واسه خودم

ادامه نوشته

نمیدونم مخاطبش کیه.......شاید خودمم.......

تو نیستی

اما من برایت چای می ریزم

دیروز هم

نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم

دوست داری بخند

دوست داری گریه کن

و یا دوست داری

مثل آینه مبهوت باش

مبهوت من و دنیای کوچکم

دیگر چه فرق می کند

باشی یا نباشی

من با تو زندگی می کنم.......

کاش همیشه بچه بودیم

- پاشو

- اه چی میگی کله سحر

- پاشو دیر شد

- چی؟

- اذان شد

- خب چیکار کنم؟

- پاشو روزتو شروع کن دیگه

آهنگ های مورد علاقه ی من

بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو
چون دیگران با سرگذشتم
میخواهم عشقت در دل بمیرد
میخواهم تا دیگر  در سر  یادت پایان گیرد
بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو
چون دیگران با سرگذشتم
هر عشقی میمیرد
خاموشی می گیرد
عشق تو نمی میرد
باور کن بعد از تو دیگری
در قلبم جایت را نمی گیرد

آهنگ های مورد علاقه ی من

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

گذرگهی است پر ستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بسته ات
برو که هیچکس ندا به گوش کر نمی زند

نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
و گرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

بی عنوان

بسیار دور از هم قد کشیده ایم.

هر یک بر فراز صخره ای بلند و دره ای عمیق میانمان که با هیچ خاکستری پر نخواهد شد.


جدایمان کردند،

از روز اول مهر،با پوشش های متفاوت.


مانتو و مقنعه و چادر تیره بر من پوشاندند،

و تو را با لباس فرم و سر تراشیده به ساختمانی دیگر فرستادند.

من را به مدرسه ی دخترانه،

و تو را پسرانه.


دانشگاه هم که رفتیم جدایمان کردند.

با ردیف های دور از هم،

نیمکت های خانم ها و آقایان،

با در ها،راهرو ها،ورودی ها و خروجی های خواهران و برادران.


جدایمان کردند و ما بسیار دور از هم قد کشیدیم.

در اتوبوس با میله های آهنی،

در حرم و امامزاده با نرده و پرده،

و در دریا و ساحل با پارچه های برزنتی.


آنقدر دور و غریب از هم بزرگ شده ایم که تو شدی راز درک ناشدنی برای من،

و من شدم عقده ی جنسی سرکوب شده ای برای تو.


تا هر جا که نتوانستند جدایمان کنند،

در تاکسی و خیابان،

از زور نادانی و بیماری و عقده های جنسی،

من در پی یک نگاه و توجه و متلک از سوی تو باشم،

و تو خود را به من بمالی و برهنگی ساق پایم حالی به حالی ات کند،

و نگاه حریصت مانتوام را بدرد.


جدا و بسیار دور از هم قد کشیده ایم.

آنقدر که تا پایین تنه هایمان معذبمان کرد،

خیال کردیم عاشق شده ایم و چون عاشق شده ایم باید ازدواج کنیم،

و بعد با هزاران عقده ی بیدار و خفته به زیر یک سقف رفتیم.


بسیار دور از هم قد کشیدیم.

آنقدر که دیگر نگاه هایمان نیز یکدیگر را خوب و درست ندید،

و نگاه های انسانی جای خود را به نگاه های جنسی دادند،

در همه جا،در محل کار،در محافل فرهنگی و علمی و حتی جلسات سیاسی.


و من باید تقاص این همه  فاصله ها را بپردازم.

تقاص دوری از تو را،

و بر صخره ای دیگر قد کشیدن را.

تقاص تو را ندیدن و نشناختن را.


باید که تنم بلرزد وقتی هوا تاریک می شود،

و من تنها در خیابانم.

وقتی دنبال کار می گردم،

یا وقتی سوار تاکسی می شوم.


اینجا یک مستراح عمومی است،به وسعت یک کشور.


بهتان بر نخورد.


اخر سالیان سال است که در همه جای دنیا،

فقط مستراح ها را زنانه و مردانه کرده اند،

فقط مستراح ها را . . .


.

.

.

.

.

+این پستو دوس دارم

جمهوری اسلامیه دیگه

دختر 8 ساله ای به فجیع ترین وضع توسط ناپدری مورد آزار و اذیت جسمی قرار گرفته و هم اکنون در بیمارستان بستری است.
 
 
دکتر کامران آقاخانی متخصص پزشکی قانونی بیمارستان حضرت رسول (ص) با اعلام این خبر در گفت و گو با مهر اظهارداشت: این دختر 8 ساله شب گذشته توسط اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی به بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری منتقل می شود. وی با عنوان این مطلب که مسئول فنی بیمارستان مطهری نیز هست، افزود:  متاسفانه به علت شکستگی های متعدد از ناحیه دست و سر، ناگزیر شدیم این دختر را به بیمارستان حضرت رسول (ص) اعزام کنیم.
 
 آقاخانی در تشریح وضعیت این دختر 8 ساله گفت: موارد کودک آزاری زیادی را شاهد هستیم اما وضعیت این دختر قابل مقایسه با سایر کودک آزاریها نیست. شدت آزار و شکنجه او به قدری دردناک است که قابل شرح نیست. این متخصص پزشکی قانونی با اشاره به شکستگی دو ساعد و سر این کودک، افزود: آثار شلاق و سوزاندن سیگار در نقاط مختلف بدن این دختر 8 ساله به وضوح دیده می شود به طوری که جای سالمی در بدن او مشاهده نمی شود. این دختر به ما گفته است که با مادر معتاد و ناپدری اش زندگی می کند و 4 روز است به او غذا نداده اند. آقاخانی با تاکید بر انعکاس چنین فجایع دردناک و آزار دهنده ای گفت: از رسانه ها می خواهم که در مقابل این قبیل کودک آزاری ها از خود واکنش نشان دهند و مسئولان مربوطه نیز با افراد خاطی به شدت برخورد کنند.
 
وی با اشاره به شکستگی سر و دو ساعد این دختر 8 ساله، از انجام تصویربرداری و معاینات دقیق برای درمان شکستگی ها و سوختگی ها خبر داد و افزود: وضعیت به قدری فجیع است که باور آن برای هیچ کس وجود ندارد و نمی توان گفت که فردی که او را آزار داده است، خلق و خوی انسانی دارد. این دختر ساکن یکی از محلات جنوب تهران است که توسط اورژانس اجتماعی بهزیستی به بیمارستان منتقل شده است
 

اندازه نگه دار که اندازه نکوست

که هم لایق دشمن است و هم لایق دوست



روزگاریست که ما را نگران می‌داری
مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری
گوشه چشم رضایی به منت باز نشد
این چنین عزت صاحب نظران می‌داری
ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار
دست در خون دل پرهنران می‌داری
نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ
همه را نعره زنان جامه دران می‌داری
ای که در دلق ملمع طلبی نقد حضور
چشم سری عجب از بی‌خبران می‌داری
گوهر جام جم از کان جهانی دگر است
تو تمنا ز گل کوزه گران می‌داری
پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی
طمع مهر و وفا زین پسران می‌داری
کیسه سیم و زرت پاک بباید پرداخت
این طمع‌ها که تو از سیمبران می‌داری
گر چه رندی و خرابی گنه ماست ولی
عاشقی گفت که تو بنده بر آن می‌داری
مگذران روز سلامت به ملامت حافظ
چه توقع ز جهان گذران می‌داری

  • روزگارا تو اگر سخت به من میگیری،باخبر باش که پژمردن من اسان نیست،گرچه دلگیر تر از دیروزم،گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند،لیک باور دارم دلخوشی ها کم نیست،زندگی باید کرد.

  • بیچاره دختره

    - سلام چطوری؟

    - مرسی خوبم

    - خوردی؟

    - خو سلام

    - چرا جواب نمیدادی؟

    - خونه نبودیم

    - کدوم گوری بودی؟

    - سر قبر تو

    - فاتحه خوندی؟

    - یادم رفت

    - حالا کجا بودی

    - عقد کنون یکی از آشنا ها

    - تا الان؟

    - آره بابا نیم ساعت پیش محرمشون کردن

    - ساعت چنده؟

    - 1:58

    - هه

    - زهرمار

    - تا حالا عقد این موقع شب دیده بودی؟

    - حالا دیدم

    - کی بود؟بهم میومدن؟

    - نمیشناسی افتضاح بود فکر کنم دختره خیلی راضی نبود

    - چرا؟

    - دوست نداشت طلبه باشه

    - یعنی شد زن آخوند؟

    - آره خودشو بدبخت کرد خود پسره بابای پسره بابابزرگه پسره همه آخوندن

    - خاک بر سرش

    - هووو درست حرف بزن

    - دروغ میگم مگه؟

    - نه

    - بیچاره دختره

    - واقعا بیچاره دختره

    - راستی نمیای؟

    - کجا؟

    - عروسی

    - عروسی کی؟

    - عروسی یگانه

    - یگانه؟

    - آره یادت نیست اول راهنمایی نامزد داشت پسرعموش بود متین جوجو یادت نیست؟

    - آها کی؟

    - امشب

    - منگل

    - من دارم میرم

    - خوش بگذره

    - ولی بیای حال میده ها باغه

    - دارم میمیرم از خستگی

    - باشه خدافظ

    مواظب خودت باش دونفری برنگردی خونه

    - باشه بای

    - بای

    - بیچاره دختره

    - واقعا

    چهار نفر بودند. اسمشان این ها بود:‌ همه کس، یک کسی، هرکسی، هیچ کس....  کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند. هرکسی می توانست این کار را بکند،‌ اما هیچ کس این کار را نکرد. یک کسی عصبانی شد، چرا که این کار، کار همه کس بود، اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد. ...  سرانجام داستان این طوری تمام شد که هرکسی یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد.

    15 میانبر کیبرد مفید برای افزایش کارایی در ویندوز

    اگر شما خود را یک کاربر حرفه ای یا حتی آماتور پی.سی بدانید، حتما ارزش میانبر های کیبرد در افزایش کارایی را درک می کنید. تقریبا اکثر کاربران، برای کار هایی مثل کپی و پیست کردن متن هایشان از کیبرد استفاده می کنند. یا وقتی وضع پایداری ویندوز وخیم می شود از میانبری مثل Ctrl + Alt + Delete استفاده می کنند. این ها میانبر های رایج و جا افتاده ای در میان کاربران هستند. اما یک بخش 
    دیگر هم از میان بر ها هستند که در چند سال اخیر به ویندوز اضافه شده اند. اما متاسفانه بسیاری از کاربران از آن ها بی اطلاع هستند. بنابر این اگر می خواهید به طور مختصر و مفید با 15 میانبر عالی برای افزایش کارایی، آشنا شوید؛ در ادامه مطلب همراه ما باشید.
     
    - تکان دادن یک کلمه ای اشاره گر با هر حرکت:


    مشغول تایپ هستید. نگاهی به صفحه مانیتور می اندازید و می بینید یک کلمه در وسط خط شما اشتباه تایپ شده. احتمال زیاد از کلید های جهت دار کیبرد برای رسیدن به آن کلمه و ویرایشش استفاده می کنید. اشاره گر با هر بار فشار دادن کلید های جهت دار، یک حرف به عقب یا جلو می رود. از این به بعد کلید Ctrl را هم درگیر کنید تا اشاره گر مجبور شود یک کلمه به جلو/عقب برود. به این ترتیب سرعت شما افزایش خواهد یافت.
     
    - انتخاب یک کلمه ای متون با هر حرکت:

    گاهی وقتی مشغول تایپ هستید و متوجه اشتباه بودن چند کلمه می شوید، شیفت را می گیرید و با کلید های جهت دار ویندوز کلمه های غلط را انتخاب کرده، ویرایش می کنید. در این هنگام با هر بار زدن کلید های جهت دار، یک حرف انتخاب می شود. اما اگر دوباره به سراغ کلید Ctrl بروید، می توانید با هر بار زدن کلید، یک کلمه را انتخاب کنید.
     
    - حذف یک کلمه با هر حرکت:

    کاملا طبیعی است که برای حذف کلمات از کلید Backspace استفاده کنید. اما این کلید هم حرف ها را پاک می کند. برای عملکرد سریع تر لازم است Ctrl را هم همراه بک اسپیس فشار دهید تا با هر بار فشار دادن این دکمه یک کلمه از متنتان پاک شود.

    - انتخاب تمام متن های خط فعلی:

    برای این که بخواهید متن ها را در خط فعلیتان انتخاب کنید، راه درازی پیش رو ندارید! کافی است کلید شیفت را با دکمه Home یا End ترکیب کنید تا این عمل انجام شود. ضمنا یادتان باشد اگر کلید شیفت را با Home بگیرید، متون از اول خط تا جایی که اشاره گر در آن قرار دارد انتخاب می شوند. اما اگر از دکمه End استفاده کنید. متون از مکان اشاره گر تا انتهای خط انتخاب می گردند.
     
    - کوچک کردن تمامی پنجره ها:

    می خواهید با یک حرکت تمام پنجره هایتان را مینیمایز (کوچک) کنید؟ از ترکیب کلید های ویندوز و M استفاده نمایید.

    - بین پنجره ها بچرخید:

    اگر به هر دلیلی لازم شد بین پنجره های باز یا بسته گردشی داشته باشید، می توانید از ترکیب کلید های ویندوز و Tab استفاده کنید. در ویندوز 7 و ویستا، این کار در نمایی سه بعدی و لذت بخش انجام می پذیرد.
     
    - کامپیوتر را قفل کنید:

    مطمئنا بازگشت به صفحه ی ورود پسورد و به عبارتی قفل کردن کامپیوتر، کاری است که با کیبرد، راحت تر و لذت بخش تر می شود. کلید ویندوز را با L ترکیب کنید و خلاص!

    - بالا آوردن تسک منیجر:

    هنگامی که یک برنامه هنگ می کند یا از کنترل خارج می شود، تسک منیجر اهمیتی خارق العاده می یابد. گاهی اوقات تسک بار هم از کنترل خارج شده و راهی به جز Ctrl + Alt + Delete باقی نمی ماند. اما گاهی همین راه هم مسدود می شود. در این گونه وضعیت ها کلید های Ctrl + Shift + Esc در را برایتان باز می کنند و شما را به تسک منیجر می برند.
     
    - گرفتن اسکرین شات از پنجره فعال:

    کلید Prt Scr (پرینت اسکرین) همیشه برای گرفتن اسکرین شات از صفحه محیا است. اما گاهی ما فقط نیاز داریم که از پنجره ی فعال اسکرین شات بگیریم. در این هنگام باید از چاشنی Alt استفاده کنیم. پس با ترکیب Alt + Prt Scr امکان اسکرین شات گرفتن از پنجره فعال محیا می شود.

    - تغییر نام یک فایل:

    برای تغییر نام معمولا دو گزینه متداول وجود دارد. یکی کلیک راست و انتخاب Rename است. دیگری دو بار کلیک کردن با فاصله. اما یک راه دیگر هم وجود دارد و آن انتخاب فایل و فشردن کلید F2 است. این کار یک تغییر نام ساده نیست، بلکه فراتر از آن است! فرض کنید 5 فایل متنی دارید که می خواهید آن ها را با یک قالب خاص نام گذاری کنید. به طوری که همه ی آن ها دارای حرف Text باشند. کافی است فایل های مورد نظر را انتخاب کرده و F2 را فشار دهید. نام فایل ها به این صورت تغییر خواهد کرد: Text(1) – Text(2) – Text(3)
     
    - زوم کردن:

    برای زوم کردن، از این به بعد به جای استفاده از ابزار ذره بین نرم افزار مربوطه و یا فشار دادن یک دکمه خاص، از ترکیب Ctrl و اسکرول موس استفاده نمایید. این کار در طیف گسترده ای از نرم افزار ها جواب می دهد و واقعا پر کاربرد است.
     
    - برگشتن به حالت زوم نرمال:

    اگر از میانبری که در بالا ذکر شد، در مرورگرتان استفاده کنید؛ احتمالا در برگشتن به حالت نرمال کمی دچار مشکل خواهید شد. چرا که اولا شما حالت نرمال را گم می کنید، دوما مرورگرتان کمی کند عمل می کند. این مساله در باره بعضی از نرم افزار ها مانند مرورگرها هم صادق است. پس برای حل این مشکل کافی است کلید های Ctrl + 0 را بگیرید و به حالت نرمال بازگردید.
     
    - یک تب جدید درمرورگر باز کنید:

    باز کردن یک تب جدید در مرورگر اصلا کار سختی نیست. چه با موس باشد؛ چه با کیبرد. اما به هر حال ممکن است بعضی ترجیح دهند برای این کار از میانبر کیبردی اش استفاده کنند. میانبری که عبارت است از Ctrl و T.
     
    - باز کردن تب های بسته شده:

    شاید از بستن یک تب، احساس ندامت و پشیمانی کنید. در این مورد من شخصا استفاده از میانبر کیبردی را به هر روش دیگری ترجیه می دهم. پس Ctrl + Shift + T را فشار داده و خیال خودتان را راحت کنید.
     
    - فوکوس کردن روی جعبه ی جستجو / URL در مرورگر:

    با ترکیب کلید های Ctrl + L می توانید به سرعت روی بخش جستجو یا بخش وارد کردن URL در مرورگرتان فوکوس کنید. این کار می تواند سرعت شما را تا حد زیادی هنگام جستجو افزایش دهد.

    تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند...

    وای سهراب کجایی آخر؟...

    زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند !

    تو کجایی سهراب؟

    که همین نزدیکی عشق را دار زدند, همه جا سایه ی دیوار زدند !

    وای سهراب دلم را کشتند  . . . .

    آهنگ های مورد علاقه ی من

    عاشقم اومدم از دشت و صحرا

    لیلا در وا کن مویُم

    طالبم اومدم از بهر سودا

    لیلا در وا کن مویُم

    اومدم تا شوم شمع سرایت

    لیلا در وا کن مویُم

    شو به نوروز کنم جون رو فدایت

    لیلا در وا کن مویُم

    لیلا در وا کن مویُم

    پاشو در وا کن مویُم

    این چه در واکردنه

    این ز اقبال مویه

    نازنین دختری با ما چرا ناز

    لیلا در وا کن مویم

    بچه کفتر مویم هستی چو شهباز

    لیلا در وا کن مویم

    ترک من گفته ای از بی وفایی

    لیلا در واکن مویم

    عاشق اومده با یک جهان راز

    لیلا در وا کن مویم

    لیلا در وا کن مویُم

    پاشو در واکن مویُم

    این چه در واکردنه

    این ز اقبال مویه

    گشتم پریشان از غمت لیلا

    آواره گشتم در دل صحرا

    گشتم پریشان از غمت لیلا

    آواره گشتم در دل صحرا

    لیلا در وا کن مویُم

    پاشو در واکن مویُم

    این چه در واکردنه

    این ز اقبال مویه


    قاصدک
    قاصدک! هان چه خبر آوردی
    از کجا وز که خبر آوردی؟
    خوش خبر باشی اما ، اما
    گرد بام و در من
    بی ثمر می گردی
     
    انتظار خبری نیست مرا
    نه زیاری نه ز دیار و دیاری- باری
    برو آنجا که بود چشمی گوشی با کس
    برو آنجا که تو را منتظرند.
    قاصدک!
     
    در دل من همه کورند و کرند
    دست بردار ازین در وطن خویش غریب
    قاصدک تجربه های همه تلخ
    با دلم می گوید
    که دروغی تو دروغ، که فریبی تو فریب.
     
    قاصدک! هان ولی ... آخر... ای وای
    راستی آیا رفتی با باد؟
    با توام آی! کجا رفتی؟ آی...
    راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
    مانده خاکستر گرمی جایی
     
    در اجاقی - طمع شعله نمی بندم-
    خردک شرری هست هنوز
    قاصدک!
    ابرهای همه عالم شب و روز
    در دلم می گریند.
     
                               اخوان ثالث

    امان از بی وفایی

    - سلام زن عمو

    - سلام چطوری خوش اومدی

    - چه خبره؟چیزی شده؟

    - چی بگم والا از دیشب تا حالا داره این آهنگو گوش میکنه

    - چرا صداش انقد بلنده؟

    - جواب ما رو که نمیده تو برو ازش بپرس

    - چرا من؟

    - تو زبونشو بهتر بلدی

    - باشه

    .

    .

    .

    .

    .

    20 تا پله رو رفتم بالا

    .

    .

    .

    .

    در آخر

    .

    .

    .

    .

    .

    صدای خوردن ته موبایل به در

    .

    .

    .

    .

    .

    - مهران

    .

    .

    .

    .

    - درو باز میکنی؟

    - بازه

    - میتونم بیام؟

    - بیا

    .

    .

    .

    .

    .

    درو که باز کردم صداش 10 برابر شد

    (آخ که چه دردی میکشم هی دل بیچاره بسوز)

    .

    .

    .

    .

    .

    - سلام

    رو تخت نشسته و سرشو تو دستاش گرفته

    - جوابش واجبه ها

    - سلام

    - میشه صداشو کم کنم؟

    داد میزنه:

    - دست به اون نمیزنی

    - چرا چشات قرمزه؟

    - به تو مربوط نیست

    - مهران

    - ها

    - چیزی شده؟

    - نه

    صدای آهنگ میره بالا

    (تاج عروسیتو برات خودم هدیه میخرم

    غصه نخور حرفاتو من پیش کسی نمیبرم)

    - میدونی که نمیتونی به من دروغ بگی

    بازم داد میزنه:

    - به تو هیچ ربطی نداره فضولی نکن

    حالش بدتر از اونی بود که بخوام جوابشو بدم

    - فاصلمون انقد زیاد نیست که مجبور باشی داد بزنی

    صدای در

    - بله

    - چی شده؟

    - هیچی زن عمو داریم حرف میزنیم چیز خاصی نیست

    - باشه پس زودتر بیاین پایین ناهار حاضره

    - چشم

    .

    .

    .

    .

    چند لحظه سکوت

    .

    .

    .

    .

    (با این همه ولی هنوز عشت برام مقدسه

    همین که تو شاد باشی و بخندی واسه من بسه)

    نمیتونه جلو خودشو بگیره

    بغضش میترکه

    - چی شده مهران؟

    میشینم لبه تخت

    هیچی نمیگه

    میرم طرف کنترل

    - دست نزن

    - خب بگو چی شده

    - کنترلو بده

    یه لحظه صدا قطع شد

    نفس راحت کشیدم

    دوباره شروع شد

    همون آهنگ

    از اول

    - باز که

    - هیس

    - یعنی چی؟

    - هیس فقط گوش کن

    عادتشه هر وقت حال نداره تعریف کنه یه آهنگ با همون مناسبت میذاره


    (از اینور اونور شنیدم، داری عروس میشی گلم

    مبارکت باشه ولی،آتیش گرفته این دلم

    خیال میکردم با منی،عشق منی مال منی

    فکر نمیکردم یه روزی،راحت ازم دل بکنی

    .

    .

    .

    .

    رفتی سراغ دشمنم،یه پست نامرده حسود

    یکی که حتی به خدا،لنگه ی کفشمم نبود

    به ذهنشم نمی رسید،حتی نگاش کنی یه روز

    آخ که چه دردی می کشم،هی دل بیچاره بسوز

    .

    .

    .

    .

    هرکی بپرسه بهش میگم،خودم ازش خواستم بره

    میگم برای هر دومون،اینجوری خیلی بهتره

    .

    .

    .

    .

    .

    با اینکه میدونم یه روز،تورو پشیمون میبینم

    همیشه از خدا می خوام،چشماتو گریون نبینم

    با اینکه از دوری تو،دلم داره میترکه

    ولی به خاطر تو هم،شده میگم

    مبارکه،مبارکه)

    .

    .

    .

    .

    هیچی نمیگم

    خیلی دلم براش سوخت

    میدونستم چقد دوسش داشت

    با اینکه دختره ج . . . بود،هیچی براش کم نذاشت

    حیف مهران

    خودشو حروم کرد

    - من که بهت گفته بودم

    - کاش میفهمیدی چه حالی دارم

    بعد از 4 سال این حقم نبود

    اونم با کی

    با رفیق خودم

    با کسی که همیشه بهش میگفتم تا حالا هیشکیو به اندازه این دوست نداشتم

    با کسی که میدونست دیوونشم

    ای خدا

    آخه چرا

    - فکرشو نکن داغون میشی هنوز داغ آرش میسوزونتمون

    - من یا آرش فرقی نمیکنه

    .

    .

    .

    .

    .

    - تو چرا گریه میکنی؟

    - نمیدونم

    - واسه من یا آرش؟

    - شاید هر دو

    - شاید هم هیچکدوم

    - نمیدونم

    - منم نمیدونم

    - چجوری فهمیدی؟

    - دو روز جوابمو نداد رفتم همون کافی شاپی که با هم میرفتیم

    - پیش احسان؟

    - آره بهم تبریک گفت

    - احسان؟

    - نه کارگرش اون دفعه که که با علی و اون رفتیم فکر کرده بود خواهرمه

    - چرا؟

    - چون از اون موقع به بعد با علی میرفت اونجا

    - خب

    - گفتم تبریک واسه چی؟

    گفت برادر زن شدید دیگه

    گفتم من؟

    گفت آره دیگه مگه اوندفعه با خواهرتون و نامزدش نیومده بودید؟

    گفتم چطور؟

    گفتم مگه دیشب نامزدی خواهرتون نبود؟همه دوستاشونو دعوت کرده بودن اینجا شما چرا نبودید؟

    نتونستم چیزی بهش بگم

    نمیدونم چرا اینکارو باهام کرد

    نمیدونم از علی گله کنم یا از اون

    - ولش کن لیاقتش همون علی بود ارزش خودتو نیار پایین اون دختره اگه آدم بود

    - دلم نمیخواد اینجوری راجبش حرف بزنی

    هیچی نگفتم

    از اتاق اومدم بیرون

    داشتم فکر میکردم یه آدم چقد میتونه کثیف باشه

    - چی شد؟

    - میاد زن عمو

    - چشه؟

    - هیچی درست میشه

    - چی؟

    - امیدوارم درست بشه

    .

    .

    .

    .

    دوباره صدا رفت بالا

    .

    .

    .

    .

    .

    (رفتی سراغ دشمنم . . . )