يا مَنْ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِه . . .

دلتنگم!

پیچیده نیست!

یک دل،

یک آسمان،

یک بغض،

و آرزو های ترک خورده . . .

به همین راحتی!


.

.

.

.

.

+پام خیلی درد میکنه

نمیدونم چرا

هر چی مسکن تو خونه بود رو امتحان کردم

کم کم داره اذیت میکنه

باید ادبش کنم

.

.

.

.

.

+"بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته

بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار"

.

.

.

.

.

+باز با آی دی من آن شده

گوساله

.

.

.

.

.

+بعضی وقتا یه دوست کاری میکنه که ذلت بدجوری واسه دشمنت تنگ میشه!

.

.

.

.

.

+برای دوستت دارم بعضی ها مرسی هم زیاد است!

.

.

.

.

.

+امروز روز بدی بود

صبحش که عارفه رو بردیم بیمارستان

شبش هم طاها رو

.

.

.

.

.

+پیکان اسپرت

راننده رو فرمون

جاده هراز

صدای هایده

آهنگ بزن تار

ادامه نوشته

يا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الاْرَضُونَ بِاِذْنِه . . .

شاید میان اینهمه نامردی باید شیطان را بستایم!

که دروغ نگفت . . .

جهنم را به جان خرید،

اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد . . .

ادامه نوشته

يا مَنْ قامَتِ السَّمواتُ بِاَمْرِه . . .

مردی؟!

هر چقدر مغرور!

هر چقدر صادق!

هر چقدر جذاب!

هر چقدر مکار!

درست،

اما گاهی برای فتح یک وجب از جغرافیای زن باید به زانو بیفتی . . .


.

.

.

.

.

+گوشم درد میکنه

امروز زنگ سوم رفتم مدرسه

عربی داشتیم

بیکار بودیم

یکم واسمون حرف زد

بعد کلی ازمون تعریف کرد

بعد هم رفت

زنگ چهارم پرورشی داشتیم

عربی که رفت درو بستیم و آهنگ گذاشتیم

همه بچه ها یه تکونی خوردن

مهسا و مرضیه پایه ثابت بودن

یدفه صدای هلالات اومد

سریع گوشیارو جمع کردیم شروع کردیم دست زدن

عین خر درو باز کرد

داد میزد

میگفت چه خبرتونه

اینجا رو با کجا اشتباه گرفتید

شما یجور

اولا یجور

سوما یجور

بس کنید دیگه

بعد گفت برید بیرون

گفتیم میخوایم غذا بخوریم

گفت نه برید بیرون واسه بقیه کلاس رقص بذارید

مام هندونه ها و غذا رو برداشتیم رفتیم تو حیاط

سفره پهن کردیم تا میتونستیم چرک بازی درآوردیم

بعد که خلوت شد دبیر اومد دنبالمون گفت بیاید کلاس

گفتیم بعد غذا

خانوم غلامی هم هوامونو داشت

مدیر و معاون که نزدیکمون میشدن اشاره میکرد

خیلی ماهه

باید مدیر میشد نه سرایدار

ناهار با من بود

قرار بود 7 نفر باشیم

ولی همه بچه ها تو حیاط ولو بودن و گشنه!

14 نفر با یه قابلمه غذا

گوجه و سس فرانسوی هم بود

مریم داشت با چنگال میخورد

میگفت بچه ها دعا کنید سالم به مقصد برسه

بعد من رفتم واسه امتحان خلاصه نویسی کنم

زهرا هم اومد

اون میگفت من مینوشتم

بچه ها پایین آب بازی میکردن

رفتم حیاط دنبال دبیر نبود

بچه ها گفتن فقط تو موندی

رفتم برگه و کتابو رو تحویل دادم

بعد رفتم کلاس

ضرفو شستمو پرش کردم

از در عقبی رفتم

رفتم بریزم رو مائده فاطمه از پشت یه دبه آب روم خالی کرد

خواست در بره خورد زمین

منم بالا سرش وایسادم همشو خالی کردم رو فرق سرش

رفتم دوباره پر کردم

هم مائده دبه داشت هم فاطی

رفتم عقب

رفتن کنار هم وایسادن

خالی کردم رو جفتشون

مائده آب رفت تو لباسش گوشیش خیس شد

رفت پیش بچه ها خشک کنه

فاطی دوباره پر کرد دبه

با فاصله ی 1 متر از هم داشتیم ضرف پر میکردیم

یدفه دیگو برگردوندم

تهشو گرفتم زیر شیر

با فشار برگشت رو فاطی

عینکش افتاد

دوباره پر کردم

مائده پیش مرضی و فریده بود

خیلی قیافش باحال شده بود

فاطی دوباره از پشت ریخت خیسم کرد

نمیدونم دبه از کجا آورده بودن

بقیه بچه ها نشسته بودن تو آفتاب خشک شن

مرضی از پشت دیوار اومد با لگن همشونو خیس کرد

هممون موش آب کشیده شده بودیم

با تاب و تیشرت تو حیاط میچرخیدیم تا خشک شیم

بچه ها میگفتن تازه شدی مثه ما

مائده رفته بود یه گوشه شلوارشو کشیده بود پایین

یهو مرضی داد زد بچه ها این میخواد

تا بچه ها خواستن برن طرفش زنگ خورد

سریع لباسا رو از رو بند جمع کردیم دوییدیم تو کلاس

رفتیم تو کلاس رو زمین نشستیم جلو کولر خشک شیم

بچه های تجربی اومدن چند تا عکس گرفتیم با هم

الان که عکسا رو نگاه میکنم سردم میشه

همه عکسا خیسن

کف کلاس افتضاح شده بود

همه آبریزی داشتن

فقط شانس آوردیم گوشیا تو کیف مائده بود

شارژری که پشت کمد بود و گرفته بودن

مائده همه گوشیا و دوبینا رو گذاشت بود تو کیف

کیفو هم گذاشته بود پشت بخاری

وقع رفتن وایسادیم همه برن بعد بریم

خیلی تابلو بودیم

کل سالن خیس شده بود

تو سرویس هم نمیشد بشینم

وقتی رسیدم سر کوچه مغازه داره یجوری نگام کرد که فک کردم چادرم پشت و روئه

رسیدم خونه هم رفتم حموم

بعدم دوباره کولر

وای گوشم درد میکنه

پام درد میکنه

دلم درد میکنه

درد میکنم

ادامه نوشته

يا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبالُ مِنْ مَخافَتِه . . .

چه زیباست عاشق شدن قو ها!

طاووس ها!

و حتی کلاغ ها!

هر چه باشد تن ملاکشان نیست


.

.

.

.

.

+"در حسرت فردای تو تقویممو پر میکنم

هر روز این تنهاییو فردا تصور میکنم . . . "

ادامه نوشته

يا مَنِ انْقادَ كُلُّ شَىْءٍ مِنْ خَشْيَتِه . . .

وقتی میگی برای همیشه فراموشش کردی ،

و هیچ احتیاجی بهش نداری،

و تمام فحش های دنیا رو نصیبش میکنی،

درست زمانیه که بیشتر از همیشه دلتنگشی و بهش احتیاج داری . . .


.

.

.

.

.

+بوی خاک بارون خورده رو دوس دارم!

فردا سرما خوردم شدید!

.

.

.

.

.

+آی دستم

فردا باید شفاهی امتحان بدم

.

.

.

.

.

+روز خوبی بود!

زنگ اول که چون زبان فارسی بود عالی بود

واسه امتحان هم فقط یه سوال ازم پرسید

زنگ بعدش جامعه که خیلی خسته کننده بود

بعدش هم برنامه و کف زنی و مسخره بازی

زنگ آخر هم دوباره زبان فارسی

کتابمو دادم دبیر صفحه اولشو واسم خط خطی کنه

هنوز نخوندمش

شمارشم گرفت

اولش شماره خونشو نوشت

بعد شماره موبایلشم نوشت

فقط جای زینب خالی بود

اونم الان خوشه

عروسیه و پیش مصطفی

خوشبحالش

چقد خوشه

.

.

.

.

.

+اس های تبریک روز زن من از مامان بیشتر بود

بی تربیتا!

یکاری میکنن آدم به خودش شک کنه!

ادامه نوشته

يا مَنْ خَضَعَ كُلُّ شَىْءٍ لِهَيْبَتِه . . .

یادت باشه وقتی همه کَسِ یه نفر شدی، اون یه نفر بعدِ تو خیلی بی کَسه . . .
یا همه کَسِ هیچکی نشو یا اگه شدی کَسی برای زمان بی کَسی هاش باش . . .


.

.

.

.

.

+

شب های من ،

تو ،

ستاره ،

بارون ،

کبریت ،

باروت ،

تابوت ،

راستی خداحافظ . . .

.

.

.

.

.

+خوشم اومد:

یه آدمایی هستن که همیشه جواب اساتو با حوصله میدن

هر وقت ازشون بپرسی چطوری میگن خوبم

وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده،راهشونو کج میکنن و از یه طرف دیگه میرن تا اون نپره

همینایی که اگه تو سرما یخ بزنن دستتو ول نمیکنن بذارن تو جیبشون

آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش میگیرن تا سکس

اینایی که پشت تلفن یهو ساکت میشن

اینایی که همیشه میخندن

اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی میدن

همینایی که حاضرن برات هرکاری بکنن

اینا فرشتن

اگه باهاشون میرید تو رابطه اذیتشون نکنید

تنهاشون نذارید

داغون میشن . . .

.

.

.

.

.

+با زن عموم کار واجب داشتم

مجبور شدم ساعت 2 شب زنگ بزنم خونشون

پسرش گوشیو برداشت

+مامانت هست؟

-سلام علیکم

+علیک هست یا نه؟کارش دارم

-چیکارش داری؟

+هست یا نه؟

-نه

+کجاس؟

-خونه مادرجون

+چرا؟مگه چیزی شده؟

-نه من فردا امتحان دارم نمیتونستم درس بخونم گفتم برن اونجا

-پس سر و صدای چیه؟

+هیچی با بچه ها داریم درس میخونیم

-شماره مامانتو بده

+باشه یه دیقه صب کن

یدفه یه صدای وحشتناکی اومد:

"کثافت غلط کردی حکم دست تو بود"

+ :-ا

.

.

.

.

.

+آقاجون شنبه مرخص میشه

دکترش گفت اذیتش نکنید

بذارید تو خونه خودش راحت باشه

.

.

.

.

.

+سعید

ماندانا

پانی

شهین

آنا

عباس آقا

مهرزاد!

ادامه نوشته

يا مَنْ ذَلَّ كُلُّ شَىْءٍ لِعِزَّتِه . . .

عمر من قد نمیدهد،

به سفرت بگو کوتاه بیاید . . .




.

.

.

.

.

+امروز تو مدرسه تفنگ بازی کردیم

تا ساعت 11 و نیم مشغول این مسخره بازیا بودیم

بعد تا 12 و نیم زدیم و رقصیدیم 

فاطمه رو کردیم داماد و یه چادر دور سرش پیچیدیم به عنوان عمامه

یه چادرم انداختیم رو سر یسنا به عنوان تور عروس

منم محرمشون کردم

خیلی وقت بود با بچه های پارسال دور هم نبودیم

خوش گذشت

از بس کل کشیدیم وقتی زنگ خورد صدامون در نمیومد

.

.

.

.

.

+امروز همش تو مغازش بودیم

تو هفته ای که 7 روزه من 10 بار دیدمش

دیگه نقره نمیدم بهش

.

.

.

.

.

+امروز با مهسا خیلی خوش گذشت ولی وقتی اومدم خونه مامان بهم گفت آقاجون حالش بده و بستریه کوفتم شد

ادامه نوشته

يا مَن اسْتَسْلَمَ كُلُّ شَىْءٍ لِقُدْرَتِه . . .

دلم یه نفرو میخواد،

که ازم بپرسه چطوری؟

بگم خوبم!

بعد بغلم کنه و بگه

دروغ نگو

باز چی شدی؟

ادامه نوشته

يا مَنْ تَواضَعَ كُلّ ُشَىْءٍ لِعَظَمَتِه . . .

گاهی باید دست از سرش برداری،

و به جاش از پات استفاده کنی

برای شوت کردنش!

يا ذَاالْمَنِّ وَالْبَيان . . .

در آغوش خدا گریستم تا نوازشم کند

پرسید:فزندم پس آدمت کو؟

اشک هایم را پاک کردم و گفتم:

در آغوش حوای دیگریست . . .


.

.

.

.

.

+چرا اذیتم میکنی؟

-خب چیکار کنم دست خودم نیست نمیتونم

.

.

+پای کس دیگه ای در میونه؟؟

- . . . .

.

.

+چند سال از امشب بگذره تا من فراموشت کنم؟

.

.

.

.

.

+کاش زمان وایمیستاد

دلم یه جای آروم وسرد میخواد

دلم یکم آرامش میخواد

سردردم کلافم کرده

حوصله ندارم

حتی واسه خودم

پسرم ناراحته

نمیدونم چشه

اونم دلش گرفته

هه

.

.

.

.

.

+قیافش آشنا بود

شاید منم واسش آشنا بودم

شاید نگاه میکرد که بشناسه

نمیدونم

پررو بود

+واردی میخواد

-شما وارد

یجوری بود

نمیدونم چجوری

امروز هم دوباره میبینمش

ولی تنها

آق رسول صداش میکردن

هه

رسول

روبروی اون رسول

خوشم نیومد ازش

حالا فهمیدم

شبیه امیرحسین بود

یکی دیگرو هم دیروز دیدم خیلی شبیه امیرحسین بود

احتمالن خودشم میبینم

حوصلشو ندارم

امروز خودم نمیرم

حوصله آق رسولم ندارم

پسرمو عشقه

ادامه نوشته

يا مُسْتَعان . . .

کاش یه وقتایی،

یکی از تو سایه می اومد و مثل
پسرخاله میگفت:

نون بگیرم؟

نفت بیارم؟

ا، دلت گرفته؟

میگفتم آره . . .

بعد فقط میشست کنارمُ سکوت میکرد . . .

میگفت به درک که رفته . . .

من هم مثل کلاه قرمزی سرمُ میذاشتم رو زانوش . . .

همین،

فقط همین . . . !

.

.

.

.

.


+
امروز با پسرم رفتیم مدرسه

خیلی اذیتش کردن ولی خوش گذشت!

يا سُبْحان . . .

 

هر بار که یه روزنه امیدی تو زندگیم پیدا میشه،

یه پتروس فداکار پیدا میشه و انگشتشو تا ته میکنه توش!


.

.

.

.

.

+امروز پسرم خیلی شیطونی کرد

صبح از خواب بلند شدم دیدم سر جاش نیست

کل اتاقو بهم ریختم تا پیداش کردم

رفته بود زیر تخت بی ادب

باید تربیتش کنم

.

.

.

.

.

+از پاک کردن شیشه عینک متنفرم

هنوز بهش عادت نکردم

.

.

.

.

.

+1

2

3

4

ادامه نوشته

يا غُفْران . . .

کلاغ پـَر ؟؟


نه کلاغ را بگذاریم برای آخر . . .


نگاهت پـَر . . .


خاطراتت هم پـَر . . .


صدایت ؛ پـَـــر . . .


کلاغ پـَر ؟؟


نه!


کلاغ را بگذاریم برای آخـــر . . .


جوانی ام پـَر  . . .


خاطراتم پــَر . . .


من هم . . .


پــَـــــر . . .


حالا تو مانده ای و کلاغ ؛ که هیــــــــــــچ وقت به خانه ش نرسید . . .


.

.

.

.

.

+امروز پسر دار شدم

نمیدونم اسمشو چی بذارم

.

.

.

.

.

+بوی سیگار بهمن میاد

یا سعید داره میکشه یا علی

مردشور جفتشونو ببرن

.

.

.

.

.

+همه مرا با خنده هاي بلندم ميشناسند . بيچاره بالشم با گريه هاي بي صدا . . .

.

.

.

.

.

+پیشوازمو دوس دارم

.

.

.

.

.

+وقتی میــــروی
حواست باشد
حتمن "خدانگهـــــدار" بگویی!
تا خدا حواسش را بیشتر به من بدهد . . .
آخر میدانی؟
خـــــــــدا
به هوای تو مرا رها کرده است . . .

.

.

.

.

.

+"نفس کشیدن سخته،تو رو ندیدن سخته"

.

.

.

.

.

+دلم یکم دریا میخواد

با چاشنی جنگل

با یه چادر مسافرتی و یه فانوس نفتی

اگه یه بالش و پتوی گلبافت هم باشه عالی میشه

ادامه نوشته

يا رِضْوان . . .

به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم،

نان را تو ببر

که راهت بلند است و طاقتت کوتاه

نمک را بگذار برای من

می خواهم این زخم همیشه تازه بماند . . .


.

.

.

.

.

+یه روز که در بازکن خونمون خراب شده

همه نذری آوردنشون گرفته

ولی دستشون درد نکنه

.

.

.

.

.

+"اگه دنیا پشت هم برات ساز مخالف زد غمت نباشه"

.

.

.

.

.

+چند روزه همش بیرونم

دیگه خسته شدم

اه

خداروشکر فردا تعطیله

میخواستم عین خرس بگیرم بخوابم

ولی مهمون داره میاد برامون

دیگه حوصله مهمون هم ندارم

چرا فک نمیکنن مام خسته میشیم

مسافرخونه که نیست

همش میرن میان

اه

.

.

.

.

.

+دیشب دیدمش

دم پاساژ بود

تو ماشین

اونم منو دید

از ماشین پیاده شد

خوشبختانه همون موقع مامان اومد

.

.

.

.

.

+یکیش شده 30 تا

یکیش 11 تا

30 تایی آخراشه

ولی 11 تاییه ادامه داره فعلا

ادامه نوشته

يا سُلْطان . . .

تو دروغگو نیستی


من حواسم پرت است!


گفته بودی دوستم داری بی اندازه . . .


خوب که فکر می کنم


تازه می فهمم بی اندازه یعنی چه...!!!!



.

.

.

.

.

+دیگه حالم از هرچی دکتره بهم میخوره

حوصله عمل ندارم

.

.

.

.

.

+وای

بازم دکتر

اه

پنبه بمالن به رو هر چی دکتره

ادامه نوشته