کاش یه وقتایی،

یکی از تو سایه می اومد و مثل
پسرخاله میگفت:

نون بگیرم؟

نفت بیارم؟

ا، دلت گرفته؟

میگفتم آره . . .

بعد فقط میشست کنارمُ سکوت میکرد . . .

میگفت به درک که رفته . . .

من هم مثل کلاه قرمزی سرمُ میذاشتم رو زانوش . . .

همین،

فقط همین . . . !

.

.

.

.

.


+
امروز با پسرم رفتیم مدرسه

خیلی اذیتش کردن ولی خوش گذشت!