در دو چشم سياهش اشکی رها می ‌لغزيد

      در نگاه بی ‌نگاهش گناهی سرد می ‌خنديد

وهمی آرام، سينه‌ای خالی، ذهنی ملول

       در وجود بی ‌وجودش شراره ‌ی ابليسی سرخ می رقصید!

.

.

.

.

.

چه فرقی میکنه وسوسه....سیب یا حوا....

برای کسی که آدم نیست؟!!