برای چه می خندی؟

می خندی بر آن که چگونه دل من را با خود بردی

برچه خوشحالی؟

بر این که دل مانند آیینه مرا شکاندی وخود را در تکه های قلب من تماشا کردی

بر این که بر روی قلب من راه رفتی و راه رفتی

به چه می نگری؟

به صورت خسته ی من بر چشمانی که یک دنیا حرف دارد

به آن که چگونه بر من عذاب نازل میکنی

به آنکه هرروز عاشق تر از دیروزم به چه...............به چه می نگری........؟

بر چه انقدر گریانی؟

بر آن که دانستی برایت قلبم رافدا کردم

برآن که دانستی برای تو اشک ریختم

بر آن که دانستی که برایت زندگی ام را فدا کردم بر چه گریانی....؟

تو بی نظیری و دوست داشتنی و...............

برو برو شاید اینگونه بیشتر دوستت بدارم

شاید اینگونه بتوانم زخم قلبم راترمیم بخشم

شاید.......................

برو قول می دهم نیایم قول می دهم آزارت ندهم

برو قول می دهم تنهایت گذارم

این خطای از من بود این خطای دل من بود که ساده به پایت افتاد

برو قول می دهم پس از رفتنت ماتم نگیرم

چون میدانم هر جا هستی آسوده ای

برو..........................

بی من برو..............................